→ منظومههاملکالشعرا بهار
ملکالشعرا بهار
دل مادر
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
دل مادربود در بصره جوانی ز اعراب←عروسیخواستگار آمد و با رنج دراز←شکوهٔ عروس از مادر شوهر!پیرزن صبر نمودی به جفاش←وادی السباعبیشهای بود در آن نزدیکی←افکندن مادر به وادیالسباعشد سوار شتر آن کهنه حریف←دیدار سواری ز پیر زال در بیشهشیرمردی ز سواران دلیر←بانگ هاتفهاتفی گفت که ابرام بنه←خاتمهای پسر مادر خود را مازار←