خلوتی با ملکالشعرا بهار
شکوهٔ عروس از مادر شوهر!
دل مادر
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیرزن صبر نمودی به جفاشباکس آن راز نمی کردی فاش
۲
لیک آن دختر غدار پلیدکرد با شوی شبی رازپدید
۳
گفت مام تو مرا کشت ز غمبس که با من کند از کینه ستم
۴
ما نسازیم به یکجای مقریا مرا دار بهبر، یا مادر
صفحهٔ ۱ از ۶