خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد به دشواری دل از لعل لب دلبر جدااین کباب تر به خون دل شد از اخگر جدا
۲
نقش هستی را به آسانی ز دل نتوان زدودبی گداز از سکه هیهات است گردد زر جدا
۳
آگه است از حال زخم من جدا از تیغ اوبا دهان خشک شد هر کس که از کوثر جدا
۴
کار هر بی ظرف نبود دل ز جان برداشتنزان لب میگون به تلخی می شود ساغر جدا
صفحهٔ ۱ از ۳