شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان روشندل ز جسم مختصر باشد جدادر صدف از راه غلطانی گهر باشد جدا
۲
از فشردن غوطه در دریای وحدت می‌زندگرچه از هم بند بند نیشکر باشد جدا
۳
رشتهٔ سازی است کز مضراب دور افتاده استدردمندان را رگی کز نیشتر باشد جدا
۴
خازن گنج گهر را دورباشی لازم استنیست ممکن کوه را تیغ از کمر باشد جدا
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth