شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من ملایم کردم از آه آسمانِ سخت رانرم از آتش می‌توان کردن کمانِ سخت را
۲
سختیِ ایام را مردن تلافی می‌کندعذرخواهی هست چون مغز استخوانِ سخت را
۳
گر نمی‌گردید پیدا، مصرفی چون بیستونما چه می‌کردیم چون فرهاد، جانِ سخت را
۴
سختیی کان نیست ذاتی، زود زایل می‌شودمی توان کردن به آبی نرم، نانِ سخت را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth