شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خارِ ناسازست بویِ گل به پیراهن تراچون زنم گستاخ دستِ عجز در دامن ترا؟
۲
پرتو خورشید را آیینه رسوا می‌کندچون نهان از دیده‌ها سازد دلِ روشن ترا؟
۳
بس که سیراب است دامانت ز خونِ عاشقانجویِ خون گردد، زنم گر دست در دامن ترا
۴
آهِ مظلومان چه سازد با تو ای بیدادگر؟کز دلِ سخت است در زیر قبا جوشن ترا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth