شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا دردیست اندر دل که درمان نیستش یارامن و دردت، چو تو درمان نمی‌خواهی دل ما را
۲
منم امروز، و صحرایی و آب ناخوش از دیدهچو مجنون آب خوش هرگز ندادی وحش صحرا را
۳
شبت خوش باد و خواب مستی‌ات سلطان و من هم خوششبی گرچه نیاری یاد بیداران شبها را
۴
ز عشق ار عاشقی میرد، گنه بر عشق ننهد کسکه بهر غرقه کردن عیب نتوان کرد دریا را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth