خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیم است که سودایت دیوانه کند ما رادر شهر به بدنامی افسانه کند ما را
۲
بهر تو ز عقل و دین بیگانه شدم آریترسم که غمت از جان بیگانه کند ما را
۳
در هجر چنان گشتم ناچیز که گر خواهدزلفت به سر یک مو در شانه کند ما را
۴
زان سلسلهٔ گیسو منشورِ نجاتم دهزان پیش که زنجیرت دیوانه کند ما را
صفحهٔ ۱ از ۲