خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانم از آرام رفت، آرام جان من کجاهجرم نشان فتنه شد، فتنه نشان من کجا
۲
آمد بهار مشک دم، سنبل دمید و لاله همسبزه به صحرا زد قدم، سرو روان من کجا
۳
از گریه ماندم پا به گل وز دوستان گشتم خجلجان از جهان بگسست و دل، جان و جهان من کجا
۴
در کار غم شد موریم، بی پرده شد مستوریمتلخ است عیش از دوریم، شکرفشان من کجا
صفحهٔ ۱ از ۳