خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن شه به سوی میدان خوش می رود سوارایا رب، نگاه داری آن شهسوار ما را
۲
غارت نمود زلفش بنیاد زهد و تقویتاراج کرد لعلش اسباب پادشا را
۳
جولان کند سمندش چون سم او ببوسمکو بر زمین زمانی ننهد ز ناز پا را
۴
خواهم که در رکابش باشم و لیک نتوانکز خود عنان زلفش بربود این گدا را
صفحهٔ ۱ از ۲