خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوشین لبی که لعلش نو کرد جام جم راهست از پیش خرابی درویش و محتشم را
۲
من خاک پای مستی کانجا که ریخت جرعهلغزید پای رندان صد صاحب کرم را
۳
گر در شراب عشقم از تیغ می زنی حدای مست محتسب کش، حدیست این ستم را
۴
گفتی که غم همی خور، من خود خورم و لیکنای گنج شادمانی، اندازه ایست غم را
صفحهٔ ۱ از ۲