خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۲۱ - در شرح گرفتاری و مدح عبدالحمید احمد بن عبدالصمد
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون از فراق دوست خبر دادم آن غرابرنگ غراب داشت زمانه سیاه ناب
۲
چونانکه از نشیمن بر بانگ تیر و زهبجهد غراب ناگه جستم ز جای خواب
۳
از گریه چون غرابم آواز در گلوپیدا نبود هیچ سؤال من از جواب
۴
از خون دو چشم من چو دو چشم غراب و دلآویخته غرابی گشته ز اضطراب
صفحهٔ ۱ از ۷