شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوشتر ز آستان تو ما را مقام نیستکوی تو کم ز روضهٔ دارالسلام نیست
۲
گفتم که خاک راه توام ملتفت نشدبیچاره من که اینقدرم احترام نیست
۳
گفتم بیا که از غم لعل تو سوختمگفت این طمع به غیر تمنای خام نیست
۴
آیینهٔ وجود که زنگار غم گرفتساقی صفاش جز به می لعل فام نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth