شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما را به غیرِ یادِ تو، اندر ضَمیر نیستدِل را دِگَر ز صحبتِ جانان، گُزیر نیست
۲
یاران، مَلامَتِ مَنِ عاشِق، رَها کُنید!کاین مُبْتَلایِ عِشْق، نَصیحَت‌پَذیر نیست
۳
دِل، عاشِق است و پَنْد نمی‌گیرد اندر اوبر وی مَگیر زان که بر او، جایِ گیر نیست
۴
بَر مَن، کمانِ اَبرویِ مِشْکین چه می‌کَشی؟خَوش خَوش بِکَش به غَمْزِه که حاجَت به تیر نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth