خلوتی با جامی
بخش ۱۵ - داستان آفتاب دولت فیلقوس به سر دیوار رسیدن و آیینه اسکندری را در مقابله آن داشتن و فروغ آن را در وی دیدن و سلطنت رابه ربقه تصرف وی در آوردن و از استاد وی ارسطو طلب وصیت کردن
خردنامه اسکندری
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سکندر چو ز آلایش جهل پاکشد از علم یونانیان بهره ناک
۲
ز ناسازی روزگار شموسنگونسار شد دولت فیلقوس
۳
درین شش جهت کارگاه خیالمزاجش بگشت از حد اعتدال
۴
درین وحشت آباد پر قال و قیلبه گوش آمدش بانگ طبل رحیل
صفحهٔ ۱ از ۱۴