خلوتی با عمان سامانی
بخش ۸
گنجینة الاسرار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در انتقال بعالم بسیط بسط و اتصال بدریای محیط وجد و بیان اینکه چون صاحب جمال، جمال خود نماید و ناظران را دل از کف رباید، بر مقتضای حکمت، به آزارشان کوشند و عاشق را شرط است که از آن آزار نرمد و نخروشد تا بر منتهای خواهش کامران شود بر مصداق حدیث من عشقنی الخ.
۲
باز گوید رسم عاشق این بودبلکه این معشوق را آیین بود
۳
چون دل عشاق را در قید کردخودنمایی کرد و دلها صید کرد
۴
امتحانشان را ز روی سر خوشیپیش گیرد شیوۀ عاشق کشی
صفحهٔ ۱ از ۵