خلوتی با عمان سامانی
بخش ۹
گنجینة الاسرار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در بیان اینکه چون معشوق ازلی جمال لم یزلی مر عشاق را نمود و بادۀ عشق طالبان مشتاق را پیمود از در امتحان درآمد، شیوههای معشوقی بکار آورد، منکرین جام سعادت را سرخوش از جام شقاوت کرده، بدیشان گماشت و چیزی از لوازم عاشق کشی فرو نگذاشت تا شرایط معشوقی با تکالیف عاشق، موافق آید.
۲
لاجرم آن شاهد صبح ازلپادشاه دلبران، عز و جل
۳
چون جمال بی مثال خود نمودناظران را عقل و دل از کف ربود
۴
پس شراب عشقشان در جام ریختهر یکی را در خور، اندر کام ریخت
صفحهٔ ۱ از ۵