خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار ما هرگز نیازارد دل اغیار راگل سراسر آتشست، اما نسوزد خار را
۲
دیگر از بی طاقتی خواهم گریبان چاک زدچند پوشم سینه ریش و دل افگار را؟
۳
بر من آزرده رحمی کن، خدا را، ای طبیبمرهمی نه، کز دلم بیرون برد آزار را
۴
باغ حسنت تازه شد از دیده گریان منچشم من آب دگر داد آن گل رخسار را
صفحهٔ ۱ از ۲