خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار، چون در جام میبیند، رخ گلفام راعکس رویش چشمهٔ خورشید سازد جام را
۲
جام می بر دست من نه، نام نیک از من مجوینیکنامی خود چه کار آید من بدنام را؟
۳
ساقیا، جام و قدح را صبح و شام از کف منهکاین چنین خورشید و ماهی نیست صبح و شام را
۴
فتنهانگیز است دوران، جام می در گردش آرتا نبینم فتنههای گردش ایام را
صفحهٔ ۱ از ۲