خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز آب چشم من گِل شد به راه عشق، منزلهاندانم تا چه گُلها بشکفد آخر ازین گِلها؟
۲
شکستی عهد و بر دلهای مسکین سوختی داغیزهی داغی که تا روز قیامت ماند بر دلها!
۳
من از خوبان بسی غمهای مشکل دیدهام، لیکنغم هجران بود مشکلترین جمله مشکلها
۴
سزد گر بر سر تابوت ما گریند در کویشچرا کز منزل مقصود بربستیم محملها
صفحهٔ ۱ از ۲