خلوتی با عنصری
شمارهٔ ۲۶
قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگرد ماه بر از غالیه حصار که کردبروی روز بر از تیره شب نگار که کرد
۲
نبود یار بطبع و بجنس ظلمت و نوربروی خوب تو این هر دو چیز یار که کرد
۳
ترا که کرد بتا از بهار خانه برونجهان بروی تو بر جان من بهار که کرد
۴
بماه مانی آنگه که تو سوار شویچگونه ای عجبی ماه را سوار که کرد
صفحهٔ ۱ از ۲