شعر را زندگی کن
خلوتی با ازرقی هروی

شمارهٔ ۳۴

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز نور قبۀ زرین آینه تمثال زمین تفته فرو پوشد آتشین سر بال
۲
فروغ چتر سپهری بیک درخشیدنبسنگ زلزله اندر زند بگاه زوال
۳
درر چو لاله شود لعل در دهان صدفچون آب موج زند سیم در مسام جبال
۴
بریخت برگ گل مشکبوی پروین شکلچو جرم پروین بر آسمان کشید اشکال
صفحهٔ ۱ از ۲۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth