خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۱۴
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باغ شد از ابر پر ز لؤلؤ لالاراغ شد از باد پر ز عنبر سارا
۲
شد به هوا درگسسته رشتهٔ گوهرشد به زمین برگشاده اَزهَر دیبا
۳
کوه ز لالهگرفت سرخی بُسََّددشت ز سبزه گرفت سبزی مینا
۴
طَرف چمن هست پرهلال و دو پیکرشاخ سَمَن هست پر سُهیل و ثُریّا
صفحهٔ ۱ از ۱۰