شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا گذر به‌سوی کوی یار باید کردزدیده بر سرکویش نثار باید کرد
۲
چو در فتاد به‌دام آن نگار سیم اندامسه بوسه از دو لب او شکار باید کرد
۳
چو وصل بر سر کوی استوار خواهد شد‌در سرای به قفل استوار باید کرد
۴
همه حدیث سماع و شراب بایدگفتهمه حکایت بوس وکنار بایدکرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth