خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترکی که همی بر سمن از مشک نشان کردیک باره سمن برگ به شمشاد نهانکرد
۲
تا ساده زَنَخ بود همه قصد به دل داشتواکنون که خط آورد همه قصد بهجان کرد
۳
چون زلف به خم بود مرا پشت به خم کردچون تنگ دهان بود مرا تنگ جهان کرد
۴
دل بسته مرا باز بدان بند کمرکردخون بسته مرا باز بدان بسته میانکرد
صفحهٔ ۱ از ۲