خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دی نگاری دیدم اندر راه چون بدر منیرکز برون گل بود و مشک و از درون می بود و شیر
۲
رخ چو آب اندر شراب و تن چو خز اندر سمنلب چو لعل اندر نبات و پر چو سیم اندر حریر
۳
دست و بازو چون بلور و عارض و دندان چو درزلف و ابرو چونکمان و غمزه و بالا چو تیر
۴
دلبری بس دلستان و شاهدی بس دلربانازکی بس دلفریب و چابکیبس دلپذیر
صفحهٔ ۱ از ۲