خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم را یاری از یاری ندیدمغمم را هیچ غمخواری ندیدم
۲
به قاف عشق بر سیمرغ شادیاگر دیدی تو من باری ندیدم
۳
امید راحتی اندر که بندمکزو در حال آزاری ندیدم
۴
دلم را با دهانت کاری افتادکز آن در بستهتر کاری ندیدم
صفحهٔ ۱ از ۲