شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کرانه گیرم تا خود ز عشق باز کنمدر خصومت بر خویشتن فراز کنم
۲
زعشق دوست بدین عشق و دوستی که منمنه ممکن است‌ که من خود زعشق باز کنم
۳
زیاد روی خداوند آن دو زلف سیاهچو نام عشق بود من سخن دراز کنم
۴
گرش ببینم و دستم به زلف او نرسدبه چشم با سر زلفش ز دور راز کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth