خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمری گذاشتم صنما در وفای تووز صد هزارگونه کشیدم جفای تو
۲
آن چیست از جفا که نکردی به جای منوان چیست از وفا که نکردم به جای تو
۳
مسکین دلمگر از تو کشیدست صد جفایک دم زدن سُتُه نشدست از وفای تو
۴
گویند مردمان که بود ذره در هوامن لاجرم چو ذره شدم در هوای تو
صفحهٔ ۱ از ۲