شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خوبتر ز یوسف ز این خوبتر مشواز چشم بد بترس و زخانه به در مشو
۲
یارت منم ز عالم و جایت دل من استیار دگر مگیر وبه جای دگر مشو
۳
گر خواستی ز حسن همی پایهٔ بلندبر آسمان رسیدی ازین پیشتر مشو
۴
بد بودی آن زمان که ندادمت هیچ پنداکنون‌ که پند دادمت از بد بتر مشو
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth