خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر من این رنج و غم آخر به سر آید روزیلب من بر لب آن خوش پسر آید روزی
۲
گرچه دورم زبر یار بدان خرسندمکه مرا زو به سلامت خبر آید روزی
۳
ضربت هجر همی خسته کند جان مراآه اگر ضربت او کارگر آید روزی
۴
هر شبی قافلهٔ وصل ز من دورترستآخر این قافله نزدیکتر آید روزی
صفحهٔ ۱ از ۳