خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رفتم و دریافتم پیر خرابات راباز نمودم بدو کلّ مهمّات را
۲
گفت به من ای فلان وقت همی درگذشتبیش عبادت مکن کعبه پُر لات را
۳
سینه نه پرداخته دیده نه بردوختهچند پرستی چنین محض خیالات را
۴
رفته برون از خیال محو شده در وصالگر شده ای یافتی کلّ کمالات را
صفحهٔ ۱ از ۳