خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عیبم مکن که دوست ندارم رقیب راکز دست او به خواب نبینم حبیب را
۲
گر من شکایتی کنم از غصه رقیباز باغبان رسد گله ای عندلیب را
۳
ای من غریب شهر تو دانی نه لایق استگر جانبی نگاه نداری غریب را
۴
من جهد می کنم به وصالت ولی چه سوددولت مساعدت نکند بی نصیب را
صفحهٔ ۱ از ۲