خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا می نمی خورم غمِ دل می خورد مرااز دست غم هم اوست که وا می خرد مرا
۲
یک دم به خوش دلی نزدم تا مکابرهزهد و ورع شدند حجاب خرد مرا
۳
باشد کزین مشقت شاقم دهد خلاصکو مشفقی که شقه به هم بر درد مرا
۴
ساقی مگر به مصقله جام غمزُدایزنگار زهد خشک ز دل بسترد مرا
صفحهٔ ۱ از ۳