خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امروز روی تو ز همه روز خوشترستشیرین لب ز جان دل افروز خوشترست
۲
بیمار چشم تو که همه روز خون خوردامروز پاره یی ز همه روز خوشترست
۳
بر دل خوشست دست درازیّ زلف توپرده دری ز غمزۀ دلدوز خوشترست
۴
گفتم که باز ده دل ریشم بطنز گفتمه تو دل صداع تو هر روز خوشترست
صفحهٔ ۱ از ۲