خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تاب جمال تو آفتاب نداردبا خم زلفت بنفشه تاب ندارد
۲
کرد دلم شب خوش خیالت ازیراکدیده درین عهد چشم خواب ندارد
۳
غمزهٔ خود را به آب چشم جلا دهتیغ چه رونق دهد که آب ندارد؟
۴
گفتمش: از من لب تو بوسه که پذرفتیا بدهد، یا مرا عذاب ندارد
صفحهٔ ۱ از ۳