خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۱۱ - وقال ایضاً یمدحه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای گفته جان جانها، روزی هزاربارتکز چشم زخم بادا، ایزد نگاهدارت
۲
بر بوی آنکه یابد، تشریف دست بوستای بس که چشم گردون، کردست انتظارت
۳
آفاق ملک روشن، از رای دل فروزتپهلوی حرص فربه، از خامۀ نزارت
۴
در بوستان شاهی، آن غنچۀ لطیفیکز یکدگر به آمد، پنهان و آشکارت
صفحهٔ ۱ از ۷