شعر را زندگی کن
→ کمال‌الدین اسماعیلکمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل

قصاید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱ - و له یمدح الامام الاعظم الصّدر السّعید الشهیّد رکن الدّین مسعود بن ساعدتبارک الله ازین جنبش نسیم صبا←شمارهٔ ۲ - و له یمدح المولی رکن الدین مسعود حین انصرافه من خوارزم و یذکر ماجریمنم اینکه گشتست ناگه مرا←شمارهٔ ۳ - و قال ایضایمدحهای آفتاب ملک که تا دامن ابد←شمارهٔ ۴ - ایضا له یمدح الصّدر العالم نورالدّین المنشینوری از روزن اقبال درافتاد مرا←شمارهٔ ۵ - وله ایضاً فیهایا سرفرازی که خورشید پر دل←شمارهٔ ۶ - و قال ایضاًَ یمدح الّصدر الّسعید رکن الدّین صامد و یصف الشّمسچیست این جرم منوّر سال و ماه اندر شتاب؟←شمارهٔ ۷ - و قال ایضآ یمدح الصّدر المعظّم فخر الدّینروز عیدست بده جام شراب←شمارهٔ ۸ - و له ایضا فی رمد عینهجانم ز درد چشم بجان آمد از عذاب←شمارهٔ ۹ - وله ایضآ عند عیادته ایّامزهی دیدار تو فال سعادت←شمارهٔ ۱۰ - و قال ایضاً یمدحهای بزرگی که آستانۀ تو←شمارهٔ ۱۱ - وقال ایضاً یمدحهای گفته جان جانها، روزی هزاربارت←شمارهٔ ۱۲ - و قال ایضاً یمدحهای انکه در ضمایر ارباب نظم و نثر←شمارهٔ ۱۳ - وله ایضاًای که نه شقّۀ چرخ اطلس←شمارهٔ ۱۴ - وقال ایضاً فی الزهد وترک الدنیاوالموعظة والحکمةای دل چو آگهی که فنا در پی بقاست←شمارهٔ ۱۵ - و قال ایضاً یمدحه و یلتمس الفروه «در این قصیده التزام موکند»ای که از هر سر موی تو دلی اندرواست←شمارهٔ ۱۶ - وقال ایضآ یمدح الصّدر السّعید عمادالاسلام الخجندی نورالله ضریحهجهان سروری و پشت دودمان خجند←شمارهٔ ۱۷ - وله ایضآ یمدحهبرتافتست بخت مرا روزگار دست←شمارهٔ ۱۸ - ایضاً لهای کریمی که در ستایش تو←شمارهٔ ۱۹ - و قال ایضآ یمدحهای آنکه لاف میزنی از دل که عاشقست←شمارهٔ ۲۰ - و قال ایضآ فیه ویصف الازار و الخشبه الموضوعه فی دارهاین وضع بین که گویی لطف مشکّلست←شمارهٔ ۲۱ - ایضاً لهپناه و قدوۀ حکّام عصر صدر جهان←شمارهٔ ۲۲ - و له فی المولی رکن الدّین مسعود و انفذها بخوارزمدریای غصّه را بن و پایان پدید نیست←شمارهٔ ۲۳ - و قال ایضاً یمدح الصّدر السعیّد رکن الدّین مسعود و یلتمس الوظیفهدوش عقلم که ترجمان نست←شمارهٔ ۲۴ - و قال ایضآ یمدح الصّدر المعظّم فخر الدّینمپرس کز تو چگونه شکسته‌دل برگشت←شمارهٔ ۲۵ - و قال ایضآ یمدحهطراوتی که جهان از دم بهار گرفت←شمارهٔ ۲۶ - و قال ایضاًلبالبست دهانم زماجرایی چند←شمارهٔ ۲۷ - فی النصیحهگاه آنست دلم را که بسامان گردد←شمارهٔ ۲۸ - وقال ایضاًفی النصیحةز کار آخرت آن را خبر تواند بود←شمارهٔ ۲۹ - و له ذوالرّدفین من الماضی الی المستقبل فی مدحهسپیده دم که نسیم بهار می آمد←شمارهٔ ۳۰ - و له ایضاً یمدحه حین وصول بشارة انصافهبوی فصل بهار می آید←شمارهٔ ۳۱ - و قال ایضاً یمدحهای خداوندی که القاب تو چون فصل الخطاب←شمارهٔ ۳۲ - و قال ایضاًزبان و خاطر من رای افرین دارد←شمارهٔ ۳۳ - و قال ایضاً یمدحهاصفهان خرّمست ومردم شاد←شمارهٔ ۳۴ - و قال ایضاً یمدحهدرین جناب همایون که تا قیامت باد←شمارهٔ ۳۵ - و قال ایضاًعید جهان عید تو فرخنده باد←شمارهٔ ۳۶ - وله یمدحه ببلد الری و بهنیّه بالنیروز.!بزرگوارا روزت همیشه نوروزست←شمارهٔ ۳۷ - وله یمدحه ببلد الری و بهنیه بالنیروز.!بزرگوارا روزت همیشه نوروزست←شمارهٔ ۳۸ - وله ایضاً یمدح الملک المعظم مظفرالدّین الاعظمهمیشه تازمین وآسمان باد←شمارهٔ ۳۹ - وله ایضاًای طلعت تو عید بزرگ جهانیان←شمارهٔ ۴۰ - وله ایضآ یمدحهدرّی که چرخ بر طبق اسمان نهاد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth