خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۲۲ - و له فی المولی رکن الدّین مسعود و انفذها بخوارزم
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دریای غصّه را بن و پایان پدید نیستکار زمانه را سر و سامان پدید نیست
۲
در بوستان دهر بجستیم چون اناربی خون دل یکی لب خندان پدید نیست
۳
چرخ خمیدهپشت به صد چشم در جهانجویای راحست و جُوی زان پدید نیست
۴
بیش از هزار تیر جفا در دل منستپنهان چنانکه یک سر پیکان پدید نیست
صفحهٔ ۱ از ۱۰