خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۵۰ - و قال ایضاً بمدحه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فراق روی تو ما را بروی آن آوردکه در چمن بسر لاله مهرگان آورد
۲
بچین زلف تو چشمم زطراه دریابارببوی سود سفر کرد و بس زیان آورد
۳
غم تو کرد جهان را چو چشمۀ سوزنپس اندر او ز تنم تار ریسمان آورد
۴
بنفشه دامن سوسن گرفت در گلزارعذار تو زنخی سخت خوش بران آورد
صفحهٔ ۱ از ۱۴