خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۵۵ - و قال ایضاً یمدحه «نظرنامه»
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سرافراز که هر جای که صاحب نظریستخاک پایت را از دیده و دل چاکر شد
۲
آفتابست که عالی نظر آمد، بنگرکه چه از حرص زمین بوس تو مستشهر شد
۳
هرکه چون نرگس صاحب نظرست از سر ذوقچون گل از آرزوی دیدن تو صد پر شد
۴
سخن از مدحت تو زیور جان و تن گشتنظر از دانش تو مدرک خیر و شر شد
صفحهٔ ۱ از ۹