خلوتی با ظهیر فاریابی
شمارهٔ ۱۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم که در همه عالم غم تو کرده مرادامید ده که ز وصل تو کی رسد به مراد؟
۲
منم که می سپرم سال و ماه راه غمتجز اشک دیده و خون جگر نه آب،نه زاد
۳
گرفته نقش هوایت دو رویه تخته دلبر آن مثال که بر پشت دست وَشمِ سواد
۴
هر آن خبر که بود در جهان ز رنج و عنازبان راوی عشقت بدو کند اِسناد
صفحهٔ ۱ از ۱۰