شعر را زندگی کن
خلوتی با ظهیر فاریابی

شمارهٔ ۱۸

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا غمزه تو تیر جفا بر کمان نهادخوی تو رسم خیره کشی در جهان نهاد
۲
بس جان نازنین که بلا را نشانه شدزان تیرها که غمزه تو بر کمان نهاد
۳
صبری که در میان غمم دستگیر بوداز دست محنت تو قدم بر کران نهاد
۴
عیشی که چشم عقل بدوزد ز تیرگیدست زمانه در سر زلفت عیان نهاد
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth