شعر را زندگی کن
خلوتی با ظهیر فاریابی

شمارهٔ ۲۸

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف سرمستش چو در مجلس پریشانی کندجان اگر جان را نیندازد گرانجانی کند
۲
عقلها را از پریشان زیستن نبود گزیراندر آن مجلس که زلف او پریشانی کند
۳
تا پریشان نیست بر سوسن همی ساید عبیرچون پریشان گشت بر گل عنبر افشانی کند
۴
کی روا دارد ز روی عقل اندر کافریآنچه زلف کافر او با مسلمانی کند؟
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth