خلوتی با عبدالقادر گیلانی
شمارهٔ ۲۰ - چون برقع بر اندازد
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تعالی الله چه حسنست این که چون برقع براندازداگرباشد دل از آهن که همچون موم بگدازد
۲
همه خوبان به حسن خویش می نازندچنان باشد که حسن او به روی خوب می نازد
۳
بود رسم پری رویان که با دیوانگان سازندشدم دیوانه آن تندخو یاری که او با من نمی سازد
۴
مکن ای مدّعی عیبم اگر نالم جدا از یارکه من در هجر می سازم و لیکن دل نمی سازد
صفحهٔ ۱ از ۲