شعر را زندگی کن
خلوتی با عبدالقادر گیلانی

شمارهٔ ۴۰ - چونکه یوسف نیست

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر مرا جان در بدن نبْوَد‌، بدن گو هم مباشچون که یوسف نیست با من‌، پیرهن گو هم مباش
۲
گر بمیرم لاشهٔ من همچنان دور افکنیدچاک شد چون جامهٔ جانم، کفن گو هم مباش
۳
چون مرا رانی ز کوی خود، مخوان یارا رقیباز گلستان گر رود بلبل‌، زغن گو هم مباش
۴
مرگ بالله بهتر است از زندگانی دور از اوگر نبینم یار خود‌، این زیستن گو هم مباش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth