خلوتی با عبدالقادر گیلانی
شمارهٔ ۴۱ - باده جان
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
داد مرا جان تو باده ای از جان خویشکفر مرا کرد گوهر ایمان خویش
۲
حضرت او نیم شب گوید کای بوالعجبهیچ مکن آشکار ،پنهان خویش
۳
گرچه تو آلوده ای ،بنده ما بوده ایبنده ندارد پناه جز در سلطان خویش
۴
گر تو بگوید کسی ،کرده ای عصیان بسیرحمت بسیار من ،گوید برهان خویش
صفحهٔ ۱ از ۳