شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگرچه خدمت مسجد نشد حواله ماچراغ میکده روشن شد از پیاله ما
۲
به سنگ خاره چه می‌کرد بازوی فرهادنمی‌گشود اگر راه تیشه ناله ما
۳
ز عکس چهره ما زرد شد رقم ور نهبه آب زر ننویسد کسی رساله ما
۴
چو کاسه‌ای که به آن می ز خم برون آرندبه می درون و برون شسته شد پیاله ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth