خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آتش مزاج من بگذار این عتاب راچین بر جبین ندیده کسی آفتاب را
۲
گردون به دوستی نبرد پیچشم ز کارگردد زبون چو رشته دهد باز تاب را
۳
بر دیده شد حرام غنودن، که عاشقاناول کلید چاره شکستند خواب را
۴
نور نظر چگونه نسوزد به دیدههاجایی که برق حسن بسوزد نقاب را
صفحهٔ ۱ از ۲