خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی بود به نظر نیستی و هستی ماتفاوتی نبود در خمار و مستی ما
۲
به میپرست مزن طعنه زآنکه کمتر نیستز میپرستی او خویشتنپرستی ما
۳
بود به دیده نادیده برگ کاه چون کوهبلند قدر نماید فلک ز پستی ما
۴
گذشت موسم اندوه و وقت عیش آمدرسید نوبت ایام تنگدستی ما
صفحهٔ ۱ از ۲